محمد مهدى ملايرى
277
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
مشخص سازيم بايد آن را معادل كلمهء " wisdom " انگليسى قرار دهيم و در فارسى هم اين معنى را با كلمهء « خرد » بيان مىكردهاند « 1 » ، تمام رشتههاى علوم عقلى و فلسفه را هم شامل گردد . و در نتيجهء همين آميختگى و گسترش بود كه به منظور مشخص ساختن اقسام مختلفى كه كلمهء حكمت شامل آن مىشد آن را به اقسام مختلفى تقسيم كردند بدين ترتيب كه نخست آن را به دو قسمت حكمت عملى و حكمت نظرى منقسم ساختند و آنگاه حكمت عملى را شامل سه رشته يكى تربيت و اخلاق و دوم تدبير منزل و روابط خانواده و سوم سياست كشوردارى و روابط اجتماعى قرار دادند ، و حكمت نظرى را هم داراى سه قسمت الهيات و طبيعيات و رياضيات دانستند و با اين ترتيب اگر بخواهيم معناى حكمت را در آغاز اسلام و قرنهاى نخستين اسلامى كه مورد گفتوگوى ما است در اين اقسام مختلف جاى دهيم بايد آن را در قسم حكمت عملى بگذاريم آن هم نه همهء اقسام سهگانه آن ، بلكه فقط قسم اول آنكه با عنوان تربيت و اخلاق شناخته مىشود .
--> ( 1 ) . و به همين معنى است كتابهاى « جاودانخرد » و « خردنامه » .